خرید بک لینک
غنيمت است اين دور هم نشستن و يک پياله کنار پيالهای ديگر ...! همين که يادمان نمیرود هنوز میشود از بعضی گريههای نابهنگام گذشت و رفت و هر چه داری ببَری برای باران و طَبَقی ترانه و ريحان بياوری، خودش خيلی است! خيلی خوب است دانستنِ قدرِ همين چند دقيقهی دور، که روز نباشد، بود و نبود نباشد چند و چرایِ

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

به یکدیگر دروغ نگویید
آدم است
باور می کند
دل می بندد..!

سید علی صالحی

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را، به رسوائی نياويزم
بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه بن بست
گر بدين سان زيست بايد پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود چون کوه،
يادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک......

شاملو

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ساعت 10:29 توسط امید |

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

اين ترانه بوي نان نمي دهدبوي حرف ديگران نمي دهدسفره دلم دوباره باز شدسفره اي که بوي نان نمي دهدنامه اي که ساده و صميمي استبوي شعر و داستان نمي دهد:...با سلام و آرزوي طول عمرکه زمانه اين زمان نمي دهدکاش اين زمانه زيرو رو شودروي خوش به ما نشان نمي دهديک وجب زمين براي باغچهيک دريچه آسمان نمي دهدوسعتي ب

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است ؛
مثل همین باران بی سوال،
که هی می بارد..
که هی اتفاقا آرام و شمرده
شمرده
می بارد.....

"سید علی صالحی"

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ساعت 20:55 توسط امید |

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

سلام يعنی خداحافظ! خداحافظ اولين بوسههای بیاختيار کوچههای تنگ آشتیکنانِ دلواپس عصر قشنگِ صميمی ماه مُعطرِ اطلسیهای اينقدی، ... خداحافظ! سلام، سهمِ کوچکِ من از وسعت سادگی! سايهنشينِ آب و همپيالهی تشنگی سلام، سلام، اولادِ اولين بوسه از شرمِ گُل و گونههای حلال، سلام، ستارهی از شب گريختهی ه

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

میدانم حالا سالهاست که ديگر هيچ نامهای به مقصد نمیرسد حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری آن همه صبوری من ديدم از همان سرِ صبحِ آسوده هی بوی بال کبوتر و نایِ تازهی نعنای نورسيده میآيد پس بگو قرار بود که تو بيايی و ... من نمیدانستم! دردت به جانِ بیقرارِ پُر گريهام پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو:

دل اگر دل باشد،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد.

"سیدعلی صالحی"

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:4 توسط امید |

برچسب: نویسنده: روژان افشاری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:49

صفحه بندی